تجربه من از تافل 16 اکتبر 2015

 

الان که دارم اینو مینویسم، 10 ساعتی میشه که از پایان امتحان تافلم می گذره. اول از شروع آزمون میگم و بعدم که میرم سر اصل مطلب. امتحان راس ساعت 12.30 به وقت تهران-میدان ولی عصر- امیربهادر، آغاز شد. البته ناگفته نمونه که قانون یک ساعت قبل امتحان برای تافل، برعکس کنکور کاملا لازمه. تمام این یک ساعت شما در حال سپری کردن پروسه هستید. فرم تاییدیه، امضا، چک گذرنامه (یا کارت ملی، پایان خدمت)، اسکن (دستی!!!)، عکس گرفتن (عین خلافکارای زندانای آمریکایی)، دوباره بازرسی و ورود به سالن امتحان. با اینکه شرایط نمکی از استرس داره ولی خوب تقریبا شما را با استرس ادابته می کنه. و اما اصل مطلب.... 

بعد از چک میکروفن ، آزمون به صورت حیرت آوری سریع شروع میشه و شما مبینید که ثانیه های ریدینگ اولتون از 59.59 ثانیه شروع میشن و به سرعت سپری میشن، ریدینگ دو میاد و بعد سه (برای لیستینگ لانگ شد و در نتیجه سه تا ریدینگ داشتم).

با وجود اینکه پاراگراف اول من، بخاطر اینکه استرس دانشجو ها کم بشه، سه تا سوال لغت اورده بودن ولی نمی دونم چی شد، نورون مغزم یارای خودن جملات وسط پاراگراف را نداشت. همین شد که پنج دقیقه گذشته از بیست دقیقه و من سر جمله سه بودم، استرس خیلی بدی بهم وارد شد، سوالا بعدی هم از پاراگراف یک بود! اوضاع بدتر شد، تمام زحماتم را بر باد رفته دیدم! پاراگراف های بعدی به این موضوع دامن زدن! چون پاراگراف اول مقدمه است ، اگه متوجه نشی، غائله را باختی، هم به خاطر استرسش، هم به خاطر اینکه کاملا پاراگرافای بعدی به این مرتبطن، میخوام بگم کل موضوع ممکنه برات جا نیافته. اخه یکی از تکنیک های تست زنی توی ریدینگ، برداشت و مفهوم متن هست که باید سعی کنید، ازش نهایت استفاده را ببرید. القصه.. سه تا سوال رد کردم، مگر جملات بعدی را مرهمی بر عالام دردها بیبنم که نشد. استرس عصیانگر تر از این حرف ها بود. با وجود اینکه ادامه متن تقریبا روان بود ولی در کل بد شد. اگر همان ابتدا با حوصله فراوان جملات سنگین را می خوندم، مطمعا نه تنها ریدینگ 1 بلکه کل تافلمو بهتر می دادم. آخر متن دیدم 1 دقیقه از 20 دقیقه مونده و گفتم برم دو تا سه تا سوال شک دارم را نگاه کنم ولی دیدم خطریه ( که باید اینکارو میکردم، چون به هوای اینکه آخر سر وقت اضافه آوردم میام میزنم که اکه یه حساب سرانگشتی بکنی خیلی راحت متوجه می شی که تا از سوال 45 بیای برسی به سوال یک باید 45 بار کلیک بزنی که علاوه بر تنش روانی، وقت زیادی میگیره). القصه. ریدینگ سه دو تا موضوع داشت علاوه بر اینکه یک پاراگراف وسطش عجیب لغتای سختی داشت (با اینکه براش شکل هم کشیده بود (در مورد یک وسیله قدیمی ذوب آهن و فولاد بود))، کل متن سوالاهایی که داشت که گزینه هاش به نظر غیر استاندارد میومد یا دو تا درست داشت یا درست نداشت! (البته بر داشت من بود!!).

 

بلافاصله بعد ریدینگ، لیستنیگ شروع شد، با اینکه من کباده لیستنینگ نمی کشیدم ولی دیگه انتظار داشتم یکی از تسک ها را کامل توجه شم ولی نشد. کانورسیشن موضوع خیلی عجیبی بود دانشچو عروسی خواهرش بود و همونورا هم می خواست بره یه ساحل در مورد یه لاک پشت تحقیق کنه و جالب اینجاست که می خواست از دانشگاه برای بلیط سفرش وام بگیره، یه وضعی بود! تازه اون جایی که می خواست بره تحقیق کنه به نظر می رسید که محققای زیست شناس می آن و می تونه از اونا کمک بگیره (در کل یه موضوعی بود که ابعاد مختلفی داشت )، من توی سوالا بود که فهمیدم می خواد روی یه لاک پشت تحقیق کنه!!! یعنی نصف موضوع در مورد لاک پشت بود من نگرفته بودممممم!

 

لکچر دو یادم نیست ولی فک می کنم روی یک نظریه ریاضی دان در مورد بهینه سازی دایره ها و فضابندی اجسام و تحقیقات جدید در این زمینه بود. بعدی در مورد یه نمایش نامه قدیمی بود. کانوریسیش بعدی در مورد یه کتاب که دانشجو می خواست. بعدی در مورد تاثیر گرگ ها روی اکوسیستم بود، بعدی روی خونه های خشتی و ویژگی هاشون توی اسکاتلند بود. بعدی در مورد پارگ مرکزی میشگیان و نحوه شکل گیریش بود. (آخه بر ای من لانگ شده بود و یه مصیبتی بود). منی که توی خونه برای تی پی او، همش خلاصه نویسی می کردم، کارم به جایی رسیده بود که وسط یکی از لکچرا، فقط به این فکر میکردم که لهجه بریتیش واقعا حال بهم زنه و یادمه به این فکر کردم که اگه جایی بدم که اول پروفسوره حرف میزد، یه مشت میزدم دوندوناشا صاف می کردم که مثل آدم لهجه آمریکن حرف بزنه. ولی واقعا باید لهجه بریتیش را کار کرد نه تنها برای اینکه موضوع را بفهمی، برای اینکه حواستو پرت نکنه! باور نمی کنید آدم حواسش به لهجه متمرکز میشه اگه خیلی کار نکرده باشه. القرض که من لیستنیگما گند زدم. دو شنبه هفته بعد نیجه میاد و انتظار دیدن نمره بین 10 تا 14 برای لیستنیگم اصلا دور از انتظار نیست.

 

ده دقیه استراحت را در 4 ثاینه انتهایی برگشتم که یکم زیادی طول داده بود. با این اوصاف ریدینگ و لیستنیگ، حال چندان خوشی برام نمونده ولی همین که بعد استراحت در نرفتم و برگشتم جای شکرش باقی بود. اما جالب داستان اینجاست. من نا امید از بخش های قبلی، چیزی را برای از دست دادن نمیدیدم و بدون هیچ استرسی نشستم پای اسپیکینگ، تسک های یکی پس از دیگری می اومدن و من بدون حتی یه ذره مکث، تپق، تکرار و... کاملا عالی جواب دادم (حداقل تصور خودم از خودم اینطور ی و تا نمره نیاد نمیشه گفت گل کاشتم ولی خوب انتظار 23-24 را دارم.) منی که تسک های 4 و 6 را مثل اژدهای هفت سر میدیدم، سر جلسه واقعا عالی گفتم. ولی افسوس که اسپیکینگ نوش دارو بعد مرگ سهراب بود و قوت قلبش خیلی دیر سراغ بخت تافل من اومده بود. تسک یک در مورد معرفی ویژگی دوست (سه تا گزینه داده بود ...)، تسک دو در مورد نظارت والدین روی پیام های بچه ها، سه در مورد برنامه ورزشی دانشگاه بود، تسک 4 undercover marketing  ، تسک 5 در مورد مشکل دختره با کلاس زیست شناسیش بود، تسک 6 در مورد استراتژی های ایجاد تعادل در محیط زیست بود.

 

بخش رایتینگ شروع شد، من خیلی کار نکرده بودم ولی قلمم بد نیست. بدی قضیه اینجا بود که برعکس مواردی که دیده بودم، تسک 1، ریدینگ پیچیده ای داشت (در مورد کشف یه ناحیه بود) و من نمی دونم چی شد خیلی دقت نکردم ببینم هدف چی و بیخیال ازش گذشتم، با اینکه کاملا لکچر را فهمیدم ولی نه تنها سرعت خیلی زیاد بود بلکه نتونستم رابطه منظقی بین ریدینگ و لکچر برقرار کنم و متن عالی بنویسم. ولی با این حساب نوشتم و تقریبا 80 درصدش را هم اصلاح کردم ولی کاش فرصت می شد کامل اصلاح کنم. تعداد لغتامم کم بود 243 تا. توی تسک بعد بهتر عمل کردم و چرندیات متعددی در مورد بهتر بودن سفر برای جوانان نسبت به سالمندان گ فتم 384 تا نوشتم که کمه. باید تمپلتم را قوی تر کنم و تعداد لغات بیشتری را توش بذارم.

 

حدس خودم از نمراتم اینه R: 19, L:13, S:22, W:22 (من انتظار نمرات خیلی بالاتر از این نداشتم چون به طور متمرکز من کمتر از دو ماه (با روزی 4 ساعت) خوندم که این برای نمره خوب گرفتن کمه ).

28/7/94

 

تهران