سناریو دوم، نکست استپ!
صفحه اصلی وبلاگ (http://toefltraining.blogfa.com/)
چند روزی هست که نا امیدانه در هپروتی از آرزوهای بر باد رفته سیر میکنم. اگرچه با دسته گلی که بنده با نمرات زبان و جی آر ای به آب داده ام، انتظار پذیرش در دانشگاه های مورد نظر بیشتر شبیه شوخی است. نشان به آن نشان که وقتی که از یکی از استادهایی که تشویق به اپلای شده بود، پرسیدم نمرات من از این قرار است، گفت اپلای کن ولی بدان همچین درخشان هم نیستن! یا استاد دیگری از Georgia Tech با گفتن اینکه "ما hard cut off نداریم" ، با زبان بی زبانی بهم حالی کرده بود که این نمرات خیلی پایین هستن. هرچند بعد آن اضافه کرده بود که مدارک مختلفی در کمیته بررسی می شوند که یکی از آنها این نمرات هستن. هنوز داغ ریجکت ویرجینیاتک خشک نشده بود، که پشت سرش پردو آمد. بعد آن خط آمد دستم که امسال رفتنی نیستیم. تا اینجای کار که نمره زبان من باعث شده بود ، ویرجینیا تک همان دم ریجکتم کند، و استاد پردویی هم بعد از مصاحبه یک ساعتی بگوید که چون فاند اینجا برای TA هست، نمره شما پایین است. فقط ملتفت نشدم که با اینکه جناب جمونگ که به غایت افتضاح دهان میجنباند، دست گل رز تافل حقیر را که دیده بود ، چرا خواست مصاحبه کند! که بعدا در جواب ایمیل "فدات شم کجایی، عزیزم کجایی " من، گفت که " من بسیار مجذوب پروژه هات شدم ولی با اینکه به کمیته پذیرش تو را توصیه کردم، حضرات نمره اسپیکینگ بالای 27 میخواستن! و حاضر به تن دادن به خفت نمره 24 شما نبودند!" اگر نگویم که این بهانه ای بوده برای از سر رد کردن من، میشود از آن به عنوان یک تجربه ای برای آیندگانی که برای دانشکده مهندسی این دانشگاه اپلای میکنند، یاد کرد. هرچند بازهم میگویم که این تجربه شخصی بود! نه نسخه ای برای همه.
به جز صحبت های چندروزه ای که با مارگریتا درباره ی این که چه کنیم چه نکنیم، داشتم؛ دو شنبه بود که ناامید از انتظار برای جواب دو سه دانشگاهی که باقی مانده بود، عزمم را جزم کردم که تا بیشتر از این دیر نشده، برای سال بعد شروع کنم. طبق تجربه قلیل پارسال اینجانب، که کمتر از سه ماه برای تافل و یک ماه برای جی آر ای خوانده بودم، گوشی دستم آمد که نه این تو بمیری از آنها نبوده و لازم است دود چراغ بیشتری بخورم. همان روز از سر کنجکاوی و در تقلای یافتن یک انگیزه ملایم برای آغاز، سری در قفسه های کتابخانه ام کردم و کتابی را که به وفور علاقه داشتم، در دست گرفتم که بخونم. این کتاب "رابینسون کروزوئه" بود که ترجمه فارسی آن را تا تای تمت! دو سه باری خوانده بودم. اما یادم است یک بار که از محله قلهک رد میشدم، دم در یه کتابفروشی اصل این کتاب را دیدم که عین سنگ تیپاخورده ای، گوشه ای کز کرده بود. وقتی عنوان کتاب را دیدم هیجان زده شدم و خواستم تجربه ای آشنا از خوندن یه رمان انگلیسی داشته باشم. به رسم بسیاری از هم وطنی ها در هیجان اولیه خرید یک کتاب و خاک خوردن کتاب کذا در خانه، به جز همان پنچ دقیقه ای که در ماشین منتظر مارگریتا بودم، دیگر لای این کتاب را برای یک سال باز نکردم.. تا این که دوشنبه به قصد دست گرمی مغز هم که شده بود، شروع کردم به خواندنش.... شاید باورش سخت باشد ولی به جرات می توان گفت که در برابر متون جی آر ای کباده کشی می کرد. این کتاب توسط دنیل دفو تحریر شده و متنش به طرز عجیبی سنگین بود. من که مدت طویلی از دوران نوجوانیم را در رویایی جزیره روبینسین گذرانده بودم و به خم و چم جزیره و قصه وارد بودم، بعد از خواندن سه صفحه از کتاب، حتی شک کردم که نکند این روبینسون کروزوئه با آن یکی فرق دارد!
نمی دانم من تا کجا میتوانم این داستان را بخوانم و حتی نمی دانم چه زمانی قرار است به این یقین برسم که این همان روبینسون اصلی است، اما فقط می توانم بگویم که این کتاب لغت های سخت زیادی دارد که چون در بافت داستان هیجان انگیز استفاده شده اند، می تواند در درک مطلب و سرعت خواندن متن های جی آر ای اثر بگذارد. یادم است یکی از دوستان تجربه ای در این زمینه داشت که می گفت روش "خوندن داستان های سخت و روزنامه های انگلیسی" در بهبود نمره جی آر ایش بسیار موثر بوده.
خلاصه که هنوز راند امسال تمام نشده، بنده سناریوی جدیدم را شروع کردم.. حداقلش این است که در وقت عزیز صرفه جویی میشود. فکر کردن به این که Application تان مثل یه پسرک عینکی مظلوم خاورمیانه ای در کمپوس دانشگاه های جرجیاتک، دانشگاه ایالتی نیویورک (بافلو)، و دانشگاه میشیگان تک چه بر سرش میاد، خیلی ناراحت کننده است. به همین خاطر من دست پیش گرفته و برنامه اپلای دوباره برای سال بعد را شروع کردم. منصفانه هم بخواهیم به این قضیه نگاه کنیم، در مقایسه با خیلی از بچه ها، زمان کمی را روی صرف و نحو!! انگلیسی گذاشته بودم. و لازم بود پخته تر شوم. به قول دوست عزیزمان "وودی" در وبلاگش "زبان توشه آمریکاست!". لذا بنا را بر این دیدم که این مهم را مستحکم تر کنم. بخصوص برای منی که دوره ای را نگذارنده ام. در دانشگاه با یکی از دوستان داشتیم صحبت می کردیم که بله چه پروسه طاقت فرسایی است رفتن به فرنگ، که بحث به زبان کشید. دوست من که البته رفیق گرمابه و گلستان من نبود، گفت که من اصلا کلاس زبان نرفته ام فقط دوران دبیرستان دو سه سالی کلاس زبان رفتم! و در ادامه که فلان و بهمان! به من گفت شما چی؟ من هم گفتم اتفاقا من هم مثل شما اصلا کلاس زبان نرفته ام! با این تفاوت که دو سه سالی را که شما کلاس زبان رفتید را هم نرفته ام. برداشت را گذاشتم بر عهده خودش! لذا بی تردید برای منی که در هیچ موقعیتی وارد فضای به زور شبیه سازی شده ی! جامعه انگلیسی کلاس زبان نشده بودم، کار بسی سخت تر است! اما همین نمره تافل 86 را از خودآموزی کسب کرده ام. و امیدی زیادی وجود دارد که این نمره افزایش پیدا کند. به قول کروزوئه سکان ها را میکشیم پیش به سوی کارائیب!
صفحه اصلی وبلاگ (http://toefltraining.blogfa.com/)